محمد سعيد جانب اللهى
174
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
اين باور بودند كه بچهء قبلى جفت خود نمىگيرد ، براى اينكه او را وادار به قبول جفت كنند ، سه راه حل داشت كه انجام يكى از آنها هم كفايت مىكرد : الف - كلهء گوسفندى را مىپختند و به بچه مىدادند بخورد از هرجا كه شروع به خوردن مىكرد ، همان جاى سرش را داغ مىكردند و معتقد بودند جفت خود مىگيرد . ب - بچه را از سوراخ مستراح عبور مىدادند ( در قديم چون مستراحها را با چوب مىساختند ، سوراخ بزرگى به بيرون داشت كه يك بچه مىتوانست از آن عبور كند . ) ج - او را لاى دو در مسجد مىگذاشتند و به اصطلاح تركوش « 1 » مىكردند ، يعنى با در به بدنش فشار وارد مىآوردند ، تا به گريه بيفتد و بگويد جفت قبول مىكنم ( جانب اللهى ، 1384 : 126 ) . ارامنهء اصفهان يك غربال در دست مىگيرند و به در خانهء دوست و آشنا برده و از هفت خانه ، هفت رنگ پارچه مىگيرند و به تن نوزاد مىكنند ، تا خطر مرگ از كودك مرتفع شود يا نوزاد را به بهاى ارزان به زنى كه داراى اولاد متعددى است مىفروشند آنگاه او را فرزندخواندهء خود مىكنند ( قوكاسيان خوشه 16 ؛ نيز - گذردرمانى ) . پيشگيرى از آلزدگى زائو بزرگترين خطرى كه زائو و نوزادش را در ده روز اول زايمان و تا قبل از به حمام رفتن تهديد مىكند آل است ( آل : - موجودات وهمى ادبيات شفاهى ) كه براى پيشگيرى از آسيب رساندن آن به اقدامات زير دست مىزنند : استفاده از ابزار و وسايل ترساننده مردم بر اين باورند كه آل فقط با تنها ماندن زائو مىتواند به او آسيب برساند و آل از آهن ، نام خدا ، نمك ، پياز و سير و بسيارى چيزهاى ديگر مىترسد ، لذا براى ترساندن آل به راهكارهايى به شرح زير مىپردازند : در ميبد يك چاقو زير سر زائو و يك قرآن بالاى سرش مىگذارند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . به باور مردم طالبآباد ، آل ابتدا به پشت بام آمده و مهرههايى را به نخ بسته جلو در اتاق زائوى تنها مىآويزد ، نظر زائو به مهرهها جلب مىشود و به آن نگاه مىكند كه چشمش به قيافهء بدتركيب آل مىافتد و از ترس غش مىكند . آنگاه آل پايين آمده و جگر زن زائو را بيرون آورده با خود مىبرد ، اما اگر زائو با قيچى كه در نزد خود دارد بند مهرهها را ببرد ، آل از غصه مىميرد ( صفىنژاد : 430 ) .
--> ( 1 ) . tarakus ?